|
ترانه های من، درد دلهای من، حرفهای خودمونی
|
به نام خدا
داری تاثیر می ذاری... روی دنیای بی رنگم
ببین هستی چه آرومم... تو که می ری چه دلتنگم.!
مث بارون رو احساسم... داری تاثیر می ذاری
درست جایی که لبریزم... نجاتم می دی ...می باری
تو رو دارم... همین خوبه! که آغوش تو دنیامه
تو که دستاتو می بخشی... سخاوت توی دستامه
منو نزدیک می فهمی... یه عمق روشنی داری!
برام آواز می بافی... از این حرفای تکراری
داری تاثیر می ذاری... روی افکار تاریکم
ازت دورم ولی خیلی... به احساس تو نزدیکم.(b&n)
به نام خدا
سلام...
این ترانه رو تقدیم می کنم به دوست گلی که منو لایق درد دل کردن دونست.
امیدوارم بتونه ببخشه...
بتونه فرصت بده...
و دوباره عشق بورزه.
تا اون وقتی که اینجوری... میخوای حرمت شکن باشی!
محاله عاشقت باشم... محاله عشق من باشی...
نذار باور کنم اینه... تمام درک تو از عشق...
من عشقُ سخت می بینم... نه اینقد پوچ و بی ارزش!
تا اون روزی که محکوم غرور بیخودت باشی...
نمی تونی بگی هستی ... نمی تونی خودت باشی!
تا وقتی فکرت آلوده س ... تا این احساس مسمومه...
همینه! دور و تنهایی... یه دنیام از تو محرومه...
ببین فصلها عوض می شن... نگاه ها رنگ می گیرن
یه عالم خاطرات خوب... دارن از دستامون می رن!
بیا تا من هنوز اینجا... کنار قصه جا موندم...
هنوز درگیر رویاتم... به عشقت روی پا موندم...
عوض کن فال امروزُ... خودت این نحسیُ در کن!
تو می تونی... تو می تونی! تواناییتُ باور کن...!!!
(b&n)
به نام خدا...
برای تو که همه چیز برای تو بود و تو....
برای من نه...
شب به کوچه دل بست...
ما به بی هم بودن...
تو دلِ تنهایی...
سخته محکم بودن...
این همه تردید و...
این همه بیزاری...
راه سخت برگشت!
این همه دشواری...
ما بهم مدیونیم...
زندگی هامونو...
پس به هم می بخشیم
خستگی هامونو...
این همه تردیدُ ...
از نگاهت بردار...
بی تو من می ریزم...
مثل بغض دیوار...
حرفتو می فهمم...
ما هنوزم ماییم...
گرچه خیلی وقته...
با هم و تنهاییم...!!!(b&n)
به نام خدایی که همین نزدیکی نیست...
به این فقری که می بینی
به این دستای بی برکت...
به این سوداگری تا مرگ...
به این قحطی... به این وحشت!
به هرچی شکل دیروزه...
بیات و کهنه و مونده...
به چشمایی که از گریه
تن شعرهامو سوزونده...
دیگه بی تو نیازی نیست
اگه بوده... به عشق تو!!!
تمام لحظه های من...
تن آلوده به عشق تو!!!
دیگه بی تو نیازی نیست
به لذت بردن از ایثار...
تمام عمرُ سر کردن...
به عشق لحظه ی دیدار
به بارون پشت این پرده...
به شبنم... بعد دلتنگی...
به مردن بابت باور...
به خوابهای بد رنگی...
به تسلیم و سقوط و درد
به بغض شور آزادی...
به هرچی پای این قصه...
سخاوت کردی و دادی...
دیگه بی تو نیازی نیست...(b&n)
سلام...
سلام...
سلام...
سلام اما نه برای سلامتی...
نه برای تجدید آشنایی...
که فقط از سر وظیفه و حکم ادب...
ناراحت و دلتنگ و بی قرارم...
برای ایرانم...
وطنم...
دستم به نوشتن و دلم به تپیدن غریب...
تا حال خوش دور...
تا بعد...
بدرود...!
به نام خدا...
ما به انتظار هم... روزُ می سوزونیم
ماهُ می فهمیمُ ... شبو می خوابونیم!
گریه رو می خندیم... غصه رو پر می دیم
جای هم می میریم... پای هم می مونیم!
وقتی دل می بندی.... بهترین روزاته
وقتی تنها می شی...عشق من همراته
وقتی دل می بندم... حال رویا خوبه
من برات می لرزم... تو دلت آشوبه!!!
لحظه گل می ریزه... پای هر دیداری
نسترن می رقصه... پشت هر دیواری
تا خدا می بینه... من هواتو کردم..
به تو می فهمونه... که هوامو داری...!
وقتی دل می بندی...
وقتی دل می بندم...(b&n)
به نام خدا
برای خودم و این همه تنهایی...
پرستو فصل کوچه... پس پرهات کو...؟
پرستو شعر شیرین چشات کو...؟
کجای قصه موندی... دل بریدی!!؟
چی شد بال و پر پرواز ُ چیدی...؟
چی از راهی که می رفتی گمت کرد؟
کی گفت راهی نشو... کی گفت برگرد؟
کی پشت کوه ایمانتو خم کرد..؟
چی شد غم توی سینه ت قد علم کرد؟!
پرستو فصل کوچه... لحظه دیره
نذار پرواز ... تو نطفه بمیره...!
پرستو دل بکن... شب رهسپاره
ببین غم با کسی... شوخی نداره!
بمونی... قسمتت بارون و گریه س!
شب و تنهایی و زندون و گریه س...!
پرستو فصل کوچه جا نمونی...
پرستو...! پر بزن... تنها نمونی!!!(b&n)
سلام...
می خواستم برای روز تولدم یه ترانه جدید بنویسم...
می خواستم به روز شم...
می خواستم...
اما این تولد بهم نچسبید...
فقط انگار به روز شدم...
همین...
تو رو دوستت دارم خودم...
چند وقته عاشقت شدم...
حالا می گم مال منی...
اینم واسه تولدم...!!!
به نام خدا
نمی خوای بخندی قشنگ دلم...؟
نمی خوای از این فاصله رد بشی؟
فقط تو هنوز خوب این قصه ای...
محاله بذارم توام بد بشی...!
گلم شک نکن... عشقمون روشنه
درست رنگ چشمای تنهای تو...
هنوز خاطراتم پر از مریمه...
از ابریشم پاک دستای تو...
تو بارون من چتر وارونه شو...
می خوام خیس خیس گناهت بشم
پناهی نداری به جز قلب من!
بذار باشم و سر پناهت بشم...
بذار نبض دستاتو از بر کنم
تا هرگز نتونی به من نه بگی!
نتونی نباشی... نتونی بری
نتونی برنجی به این سادگی...!
نگو دلخوری... باورش مشکله
تو که بی محابا پُر از بخششی!
تو که پشت ابرهای قهری... ولی
داری باز به دنیام سرک می کشی...
نمی خوای خودت شی... نجاتم بدی
از این فکر بی رحم تنها شدن!؟
از این گریه های بدون دلیل...
که مهمون تنهایی ما شدن...!
تو از سادگی شکل بغض منی
همیشه می ترسم تو رو بشکنم
نمی دونم از فرط دلدادگی...
دارم جون می گیرم یا جون می کنم...!؟
نمی خوای بخندی قشنگ دلم...؟
نمی خوای از این فاصله رد بشی؟
فقط تو هنوز خوب این قصه ای...
محاله بذارم توام بد بشی...!(B&N)
سلام...
عشق آمد و من مستم....![]()
چه بیداری با شکوهی ....![]()
چه خاطره های شیرینی برای فردا...![]()
چه پایان زیبایی برای انتظار...![]()
یه وقتایی فکر می کنم...اون قدر خوبی که انگار یه پاداش بزرگ برای همه ی سادگی های قلبمی...
گمون کنم خدا ازم راضی باشه...!(B&N)
به نام خدا
به رسم غریب ترانه نویسا...
ترانه نوشتم... ازش غصه بارید!
ته اون ترانه دل من نشست و
شکست و برید و نفهمید و بخشید!
نفهمید و کم شد... نفهمید و گم کرد
شب از کوچه پر زد!!! دل من نفهمید...
یه سایه تو این شب... دل کوچه رو برد
یه سایه که خوابُ از این خونه دزدید!!!
درست مثل قصه... تنم خوندنی شد
توی خط آخر می شد مرگمو دید...
تا من خو گرفتم به این بی پناهی...
یه برگی... یه جایی... روی شاخه خشکید!
نه هرگز صدام زد... که شاید نمیرم!
نه حتا یه حالی از این مُرده پرسید...
چشاش مه گرفتن... تنش خیس غم شد
یه دنیا مصیبت سر عشق بارید...!
به رسم غریب ترانه نویسا...
ترانه نوشتم... ازش غصه بارید!
ته اون ترانه دل من نشست و
شکست و برید و نفهمید و بخشید!
نفهمید و بخشید...(B&N)
به نام خدا
سلام...
امروز خبر خوبی از دوست و همکار عزیزم مسعود امامی شنیدم که منو به شخصه خیلی خیلی خوشحال و امیدوار کرد.... خوشحال برای سر اومدن انتظار دو ساله ی من و امیدوار به سر وسامان گرفتن بازاری که هر روز بیشتر شاهد از هم گسیختگی اون هستیم.... باشد که کارهای فاخر مجالی برای تنفس بهتر هنر در این تنگ نفسی فراهم آورند!
توصیه ی هنری... فرهنگی و موسیقیایی من کمترین ...گوش دل سپردن به آلبوم زیبای مسعود امامی عزیزه که من سراپا گوش و منتظر شنیدن اون هستم(من کل آلبوم رو با حسن نیت ایشون دو سال پیش شنیدم...)
ترانه های کم نظیر ... ملودی های قوی و به احتمال خیلی زیاد تنظیم خوب این آلبوم و در آخر صدای گرم خواننده بهانه هایی بس... برای شنیدن کار مسعود امامی هستند....
پیشاپیش تبریک مسعود...
نه!
هرگز شب را باور نکردم
چرا که
در فراسوی دهلیزش
به امید دریچه یی
دل بسته بودم...
...بامداد شاعر
سلام...
کارهای جهان به بازار موسیقی اومد... گرچه خیلی دیر...
ترانه هایی که ۴ سال پیش سروده شدند و انگار من ۴ سال از کودکان دلبندم بی خبر بودم... باز هم شکر که خبری از دوست رسید...
یه توضیحی رو لازم دونستم در مورد کارها بدم... اونم این که ترانه ی "وقتی نباشی..." یا همون "سهم من..." که در کاست آقای جهان با غلط های فراوان نگارشی اجرا شده ترانه ای بود که من ۴ سال پیش به آقای رضا تصویری واگذار کردم و آهنگساز مشترک ایشان و آقای جهان مرتکب همون خطای همیشگی و واگذاری مجدد این کار شده اند...
امیدوارم باز هم تقصیری به گردن من نباشه...
جدای از همه این ها کارها رو به خاطر صدای بی نقص جهان دوست دارم هرچند با این همه ایراد نگارشی که متاسفانه با دست بردن در اصل ترانه های من به وجود اومدن...!
پیروز باشید...(B&N)
به نام خدا...
سلام عزیزانم. پاییز را چه می کنید...؟
خوش به حال هر که دلتنگ تر است...
خوش به حال ابر...
باز هم منو خجالت دادید ... مخصوصا دوستانی که زیاد تر از چیزی که لایقش هستم از من تعریف می کنند و من مجبور می شم نظراتشون رو تایید نکنم! ازشون خیلی خیلی پوزش می خوام....
دوستان گلم... نقص ترانه ها رو به پای خستگی های این چند وقتم بذارید و لطف حضورتون رو به علت قصور من... کمرنگ نکنید...
دلخوش به بودن شما هستم...![]()
(B&N)
به نام خدا
(تو می تونی این -تا- رو ... تا هر کجا که دوست داری بکشونی....)
تا دست تو همدست رویامه....
من... خواب فرداها رو ... می بینم!
تا آخرین همدرد... چشماته!
من منتظر تا گریه می شینم!
تا لحظه همرنگ نفس هاته
حس می کنم خوبه که دلتنگم...
تنها تویی که لازمت دارم...
من پشت ایمان تو می جنگم!!!
هم سنگر من... این راه آخر
مثل شب دی... دیوار بغضه!
من بی ترانه م ... آواز من شو
بی تو ترانه... تکرار بغضه...
تا قسمت من اسم تنهاته!
من شک ندارم... عشق تنها نیست!
من شک ندارم این همه ایثار...
چیزی به جز خوشبختی ما نیست!
ما با هم از چیزی نمی ترسیم
پشت ترانه... قرصه به بارون!
بارون که زد... گل می ده آزادی
از مرز بی اندوه دستامون...
هم سنگر من... این راه آخر
مثل شب دی... دیوار بغضه!
من بی ترانه م ... آواز من شو
بی تو ترانه... تکرار بغضه...(B&N)
سلام...
وقتی پنجره را می بندی... من دلتنگ می شوم!
دل من که بگیرد... می دانی که گریه می کنم!
-حالا با خودت می گویی: چه بی طاقت... چه ضعیف -
باشد... بگو!
وقتی پنجره بسته است...
ماه با تو نیست...
من آن بیرون شبیه آخرین ترانه ی عاشقانه ام...
یخ می زنم...
می دانی چقدر زود سرما می خورم...
می دانی در این زمانه...
وقتی یک بسته آسپرین ۴۰۰ تومان است و من...
فقط ۲۰ تومان دارم تا سوار اتوبوس بشوم...
چقدر سرما خوردن شبیه مردن است...
باز هم بگویم؟
پنجره را باز کن...
بگذار مثل شب پره ای بیایم تو...
فقط گوشه ای بنشینم و تو را تماشا کنم...
بگذار فقط دلتنگ نباشم...
که..
سخت است...
تو که همه ی زمستان را خوابی...
شاید همه ی سال را...
بهار که بیدار شدی...
من می روم...
می روم و تنها پشت پنجره ات می نشینم...
تو بنفشه ها را به خانه بیاور...
من اعتراضی ندارم!
پنجره را باز کن...
فقط یک بار!
به من سلام کن...(B&N)
به نام خدا
چشماشو گریه دریده... بی بکارته نگاهش!
حقشه! بخشیدنی نیست این دفعه...این اشتباهش!
حق نداره ته حرفاش تنها باشه با سکوتش
حق نداره بی صدا شه نبض تسلیم و سقوطش
حق نداره خم شه از غم حق نداره کم بیاره...
حق نداره که بجنگه... واسه حقی که نداره...
باید اون چشمای گیرا... همیشه گیرا بمونن
باید از عسل بتُرشن... حتا وقتی نمی تونن...!
توی دستای تمیزش باید آسمون بگنده...
بند کفشای خدا رم... دست اون باید ببنده!
گم و گیج این ترانه... تازه فهمیده اسیره...
تازه مردنش گرفته... مگه حق داره بمیره..؟
مگه حق داره نبخشه؟ مگه حق داره نبینه...؟
وقتی که همه می دونن... عاشقه... مشکل همینه!!!(B&N)
به نام خدا
برای هیزم شکنی که دوستش داشتم...
(نارنج...)
فردا قرارست بیاید.از همان خیابانی که رفت می آید.در همان بارانی سیاه و چتر وارونه. او شکل پشیمانی نیست!عجیب است که فردا... قرارست بیاید.شاید آن خانه را فروخته و قمار کرده یا... زن هرجایی بی لبخند... قهقهه ای به او سپرده و متواری شده. شاید رفتگری او را از بطن زندگی... به حاشیه جارو کشیده! هرچه هست... فردا قرارست بیاید. باد خبرم کرده و من می دانم...او نمی داند که من می دانم که او... فردا قرارست بیاید.چشمهایش دیدنی ست هنگامی که جای سبز شده ی من رادر کنار نارنج تازه کاشته ای... غرق پوچ می بیند.من دیگر نیستم اما او... فردا قرارست بیاید!(B&N)
به نام خدا
تمام این شبا رو من... یکی یکی شمردم
تو آخرش نیومدی... من از غم تو مردم
حالا تو خونه ی توام مهمون کابوس تو...
آخ رسیدم به آرزوم... می یام به پابوس تو...
یه روح بی هویتم... که با تو معنا می شم
جایی نرو... جا بمونم... که بی تو تنها می شم
تنت بوی غصه می ده بس که غمام زیاده...
این همه غربتُ... چشام به خونه ی تو داده!
رنگ زمستونتُ از .... گونه ی من گرفتی
دلتنگیتو ... از دل دیوونه ی من گرفتی!
موی سفید رو سرت... یه یادگاری از من
جای نگامو رو تنت... نشونه داری از من!
من تا ابد صاحب عشق... صاحب تو می مونم!
راز مگو... نگو به من! من همه رو می دونم...(B&N)
به نام خدا
تو سخاوتمندی... ابری و می باری
لحظه ی فردا رو... توی دستات داری
نبض هر روز منی... بومی این رویا
محرم هر گریه... شرجی هر دریا...
سبز سبزم با تو... حنجره م آزاده
ساز قلبم کوکه... شعر من فریاده
مرز خوشبختی من... یه قدم تا نوره
تا تو هستی با من... نحسی از من دوره!
تو سخاوتمندی... ابری و می باری
لحظه ی فردا رو... توی دستات داری!(B&N)
به نام خدا...
اگر بنویسم آزادی... همه می گویند... نیست!
اگر بنویسم عشق... همه می گویند... نیست!
اگر بنویسم ایمان... همه می گویند... نیست!
چه بنویسم که باشد...
تو...
حضور تو را شکر که معنای همه ی اینهایی...!!!(B&N)
به نام خدا
خدایا خالص خالص... نشسته م پای عشق اون!
تو دستای تو می رقصه... یه فصل از آرزوهامون
تو داری با نگات انگار... به ما دریا رو پس می دی
یه عمر رفته از دستُ.... به ما فردا رو پس می دی!
خدایا ساده می بخشی... تو انگار خوب می دونی!
من و اون عاشقیم و تو... تو پای عشق می مونی!!!
تو چشمات تا سحر بیدار... تو دلواپس... تو هشیاری!
هوای عشقُ اول تو... بازم تو... تا تهش داری!!!
تو دستت پشت این عشقه... که ما دست همو داریم
ما دستامونو جای هم ... تو دستای تو می ذاریم...
خدایا خالص خالص نشسته م پای عشق اون!
تو دستای تو گل می ده.... بهار آرزوهامون!!!(B&N)
به نام خدا
دیگه از تو خبری نیست...
توی کوچه ی ملاقات
نبض دلدادگی هامون
کم شده از تب دستات...
دستاتو که دس می گیرم...
یه خلا... میونمونه...!
باز یه سایه از ته شب...
می یاد و پیشم می مونه!
ابر خاکستری من...
وقتشه به من بباری
من همون کویر عشقم
که دیگه دوسم نداری!
ابر خاکستری من ...
وقتشه دوباره ما شیم!
دست به دست هم بدیم و
رهسپار قصه ها شیم...
دیگه از اون همه خوبی
سهم قلبمو نمی دی
چرا غم داره نگاهت؟؟!
چرا اینقدر نا امیدی...؟
چشماتو به من بدوز وُ ...
ته چشمامو نگاه کن...
اگه عاشقی گناهه...
پای من... بیا گناه کن...!!!
ابر خاکستری من...(B&N)
به نام خدا
دوست عزیزی از من خواستند که اسم کسی رو که با صدای قشنگشون یکی از دل نوشته های منو روی وبلاگم دکلمه کردند بهشون بگم...ایشون جناب آقای سینا حجازی... دوست و همکار بسیار عزیز بنده و یکی از خواننده های خوش صدایی هستند که به زودی کارهای مشترکی از من و ایشون منتشر خواهد شد. نا گفته نماند... آقای سینا حجازی فرزند جناب آقای صدر الدین حجازی هنرپیشه ارزنده و پیشکسوت تئاتر و تلویزیون و سینمای ایران نیز هستند. همین جا از همکاری مثمر ثمر آقای حجازی تشکر می کنم.(B&N)
به نام خدا
حال دوستان عزیزم خوب و هواشون آفتابی....
در جواب به پارمیس عزیزم که دو تا سوال جالب کرد...
۱- امضایی که پای ترانه های من می بینید امضای تعهد من به یک سپیدی نا تمومه که رسیدن به افقش نهایت آرزوی قلبی منه... این امضا...عشق رو تا ابد تو ترانه های من بیمه کرده!
۲-عزیزم پارمیس جان... چرا ... به راحتی هرکسی می تونه بره و همه ی همه ی ترانه های منو به اسم خودش ثبت کنه! من فقط و فقط... اعتماد کردم.(B&N)
به نام خدا
دوستان مهربان هم ترانه ام سلام...
باز هم از این که به کلبه ی محقر من سر می زنید و منو مورد لطف قرار می دین سپاسگزارم.
دوستانی هستند که پای ثابت من و ترانه هامن.... دوستانی هم هستند که سرزده و چقدر عزیزتر قدم روی چشمای من می ذارن...
از همه به یک اندازه ممنونم... چه موافق... چه مخالف!
و اما...
وبلاگمو...
ترانه هامو...
حرفای شاید تکراری... حتا ضعیف... اما صادقانه مو...
به اون دوستانی تقدیم می کنم که بی غرض و از روی محبت سراغ من و این کلبه می یان...
برای تبداری این روزهای من...
هم چنان...
کنار سفره های بی ریا و پاک سحر و افطارتون...
دعا کنید...
دوستتون دارم...(B&N)
به نام خدا
عجیبه که نمی فهمی... عجیبه که نمی بینی
دلم می ترکه از غصه... تا می بینم تو غمگینی!
عجیبه که نمی فهمی... چقد محتاج دستاتم
چقد بی تاب همدردیت... چقد مشتاق چشماتم
پر از اندیشه های تلخ... به من شک داره احساست
تو خوبی هامو می بینی... ولی... بیماره احساست!
نمی دونم کجا؟ از کی؟ چه اندازه بدی دیدی...؟
که می بینی دوستت دارم...بازم... دچار تردیدی!
عجیبه که نمی فهمی...! عجیبه... اما می دونم
یه روز محتاج من می شی.... واسه اینه که می مونم!
می مونم تا اگه دستات... منو خواستن پیشت باشم
غمی داشتی اگه روزی... به جات من از کمر تا شم!!!
عجیبه که نمی فهمی... عجیبه که نمی بینی
دارم می ریزم از غصه... که می بینم تو غمگینی!(B&N)
به نام خدا
خیلی ها از خیلی ها دلگیرن....
خیلی ها برای هم می میرن...
خیلی ها ترانه شون بارونه...
خیلی ها به یادشون می مونه...!
خیلی ها هنوز همو دوست دارن...
خیلی هام از عاشقی بیزارن...
خیلی ها تکلیفشون معلومه...
خیلی ها پرونده شون محکومه...!
خیلی ها بی معرفت تر از همن...
خیلی ها فقط شبیه آدمن...!
خیلی هارو می شه خط زد از کتاب...
خیلی هارو میشه گم کرد توی خواب...
حیف که دستات منو عاشق کردن...
چشام از غصه ی تو دق کردن...
حیف که تو عزیزتر از خود منی...
که می تونی منو آسون بشکنی...
خیلی ها رفتن از این بیداری...
حالا تو فقط یه فرصت داری...
دلمو دوباره باید ببری...
گرچه از خیلی ها بی وفا تری...!(B&N)
به نام خدا
تازه باور کردم... که تو بی تکراری
یه بهار دیگه... تو ...تو دستات داری!
تازه باور کردم... تو خود بارونی
قصه ی پروازی...ساده ای...آسونی!
پشت این دلشوره... دل من قرصه به تو
توی دستام دارم... دستای عاشقتو
کنج این تنهایی... تو کنارم هستی
تو یه عهد دیگه... با دل من بستی
تازه باور کردم... نم تو چشماتو
شهد حرفایی رو... که چشیدم با تو!
تازه باور کردم... تو رو دوستت دارم
قد بارونی که... نیستی و می بارم!(B&N)